دوسال و نيم مهمونشون بوديم و حسابي اذيت شون كرديم...خيلي راحتي ها داشتم و همينطور خيلي محدوديتها ولي بالاخره بعد از اين مدت منو پسرم مستقل شديم...و پدر مادر منم از شر ما راحت شدن
ماجراش خيلي مفصله ...ولي نتيجه اين شد كه من و پسر پسر برگشتيم تو خونه قبلي مون با اين تفاوت كه رفتيم با ماني قرار داد بستيم ...يه قرار داد رسمي تو مشاوره املاك كه با بت اين مدت كه قراره من اونجا بشينم از حساب في مابين مون كسر بشه(بابت مهريه اي كه پرداخت نشده)
منم تغييراتي دادم تو خونه ....حالا مستقر شديم...اولين كار هم اينه كه قفلها رو عوض كردم
فقط يه هفته گذشته....نمي شه قضاوت كرد در مورد رفتارهاش...ولي تا الان از حس خوبه خونه نو دارم استفاده مي كنم
نوشته شده در یکشنبه دوم آبان ۱۳۹۵ ساعت 14:39 توسط آلاله
|
