خرید بک لینک
ميدوني هنوز وقتي دارم رانندگي مي كنم ...دستمو مثل تو مي زارم رو فرمون

تنه ام رو مثل تو به در ماشين تكيه ميدم

دستمو مي زارم رو لبه پنجره....

تو دستت سيگار بود و دودش از اون يكمي كه پنجره رو مي دادي پايين مي رفت بيرون

منم عاشقانه تو و خط دود سيگارتو نگاه ميكردم

فرقمون اينه من سيگار دستم نيست و بغل دستمم كسي نيست عاشقانه نگاهم كنه

اون روز پاي تلفن بهت گفتم ماني 5 سال گذشته دست از سرم بردار....تو فقط سكوت كردي

دوباره زنگ زدي و فقط صداي هق هقت مي امد و اينكه ..."5 سال گذشته؟...واقعا 5 سال گذشت"

برچسب: نویسنده: باربد سلطانی تاريخ: چهارشنبه 15 آبان 1398 ساعت: 9:56

صفحه بندی